تبليغاتX

تعداد بازديدها: < src="http://fastwebcounter.com/secure.php?s=WWW.BLOGFA.COM">

هیئت رایت العباس دزفول - شیخ رضا ابوالقاسمی پور
شیخ رضا ابوالقاسمی پور جمعه 1386/09/30 4:27 بعد از ظهر
شیخ رضا

اين روزها ايام اولين سالگرد عروج حضرت حجت الاسلام و المسلمين شيخ رضا ابوالقاسمي پور (ره) هست .

از خصوصيات بارز اخلاقي ايشان مهرباني و خوشروئي و شوخ طبعي بود اينهم شهري در رثاي ايشان:

بسم الله الرحمن الرحيم

از عشق كه مي‌گفتي همه عاشق مي‌شدند، از معشوق كه مي‌گفتي همه مي‌مردند، از محبت كه مي‌گفتي همه گريان مي‌شدند، چه مستانه مي‌سرودي براي اربابت يا صاحب الزمان...
چه آرام و پر تب وتاب بودي،لبخند زيبايت شورآفرين و نگاهِ نافذت پر معنا. آن شب چه آرام مي‌آمدي بي صدا و كم حرفتر از هميشه، در تاريكي محض محفل عاشقانه‌ خود را كنار منبر رساندي، آرام نشستي، سر به زير افكنده و مغموم، اگار براي زميني‌ها متأسف بودي، آن شب پر سوزتر از هر شبي ديگر طلب كردي، آن شب بيش از هر شب ديگر تشنه بودي و پر التهاب. آن شبي را مي‌گويم كه آخرين شب قدر تو بود و انگار ميدانستي ... چون بي‌قرار و بي پروا در روضة‌العباس از خداي خويش روضة‌العباس را طلب كردي و چه زيبا رسيدي، آري از روضةالعباس تا روضة‌العباس فقط يك شب قدر فاصله بود و تو آن شب را در آغوش كشيدي و به معشوق رسيدي

مديريت محترم حوزه عليمه آيت الله قاضي دزفول و استاد عزيز بنده

رضا جان تبسم هاي شيرين ولايت در لحظه وصال گوارايت باد.

اينهم آدرس وبلاگ ايشان :

وبلاگ جهنم مطلوب

تاريخ عروج 2/10/1385

شادي روحش صلوات

اینم درد دل ما

سلام حاج رضا

یک سال از عروج شهادت گونه ات گذاشت

دیگر صدای عاشقانه یا صاحب الزمان که با صمیم قلب و از هویدای دل فریاد می زدی و در طلب یار گمگشته خود بودی گوش جانمان را نوازش نمی کند.

ای وای بر ما

چه گذاشت بر ما ، این چه مصیبتی بود که بر عاشقان مهدی فرو آمد

استاد عزیز

در نجواهای عاشقانه ات با خدای خویش چه می گفتی که اینگونه جواب گرفتی.

زبان دلت در بزم محبت مهدی چگونه می چرخید که حسینیه دل های ما را اینگونه سیه پوش کرد.

استاد مهربانم زندگی کردن با خاطرات شیرینت چه بسیار تلخ است . این را از صمیم جان می گویم که ای کاش می شد که نباشیم و اینگونه ادامه ندهیم.

راستی عزیز دلم

سلام ما را به مهدی برسان

بگو اینجا هم کسانی هستند که به قول خودت از قفس تن خسته شده اند و شوق وصال دارند.

بگو اینجا هم چه بسیار عاشقانی که گوئی عقده هایی در دل نهفته دارند.

این عقده ها را با که بگشایند.

می دانم دیگر از غربت نفست تنگ آمده بود دیگر تحمل آدم هائی که همه وجودشان را مادیت فرا گرفته برایت سخت بود ،همه را می دانم، هنگامی که خبر عروجت را به من دادند تازه فهمیدم که چه بسیار در دل من جا کرده ای و چقدر تو را دوست می دارم ولی افسوس که:

چه زود دیر می شود.

استاد عزیزم این سخن به مزاقم خوش نمی آید و لی حقیقتی است که باید بگویم و ای کاش می شد این اعتراف تلخ را نگفت . ای کاش می شد حقیقت رانپزیرفت . ای کاش نمی رفتی تا من شهادتت را اینگونه تبریک بگویم.

استاد عزیز

تبسم های شیرین ولایت در لحظه وصال گوارایت باد.

از صمیم قلب دوستت دارم

همیشه بیادتم

غلام مهدی فاطمه ....

 

نوشته شده توسط انا مجنون الحسین  | لینک ثابت |

 

تعداد بازديدها: < src="http://fastwebcounter.com/secure.php?s=www.alabas.blogfa.com">